محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
58
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
قول سوم آن كه حرارت صبيى مساوى بود حرارت شاب را كما و مخالف آن باشد حدة و لينا و اين قول از جالينوس است . و پوشيده نماند كه مراد از مساوات در كم در اينجا مساوات در قوت تأثير است نه در مقدار ، زيرا كه حرارت كيفيت است و در وى تقدير مقدار نيست . اما دليل بر مساوات تعذر طرفين است كه زيادتى و نقصان است و وجه تعذر نقصان حرارت شبان نسبت به صبيان بداهت است ، زيرا كه اگر همچنان مىبود ضرورة ذبول در شباب روى مىنمود و لزوم ذبول مر ضعف حرارت را بنا بر آن است كه حرارت غريزى خافظ رطوبات اصلى است و مانع فعل امور محلله و حرارت غريبه است هرگاه او ناقص شود ذبول طارى گردد . و آنچه ايراد مىكنند كه اگر در شباب حرارت ناقص نشود بايد كه نمو نيز واقف نگردد جوابش در رد دليل قول اول مذكور است . اما وجه تعذر زيادتى حرارت در شباب آن است كه زيادتى حرارت غريزى مستلزم يكى از دو چيز است : يكى آنكه اعتراف بايد كرد كه در شباب نفس آخر فايض مىشود بر نفس سابقهء موجود و هذا خلف و اين در آن صورت جارى است كه حرارت غريزى را از جنس حرارت عنصرى ندانند ، بلكه گويند جزوى است سماوى كه فائض مىشود بر بدن هنگام فيضان نفس و جدا مىشود از بدن وقت جدا شدن نفس ، يعنى روح از آن ، كما هو مذهب المحققين . دوم آن كه اقرار بايد كرد كه جزو نارى ممتزج مىشود با عناصر بعد وجود بدن و اين محال است ، زيرا كه بعد امتزاج عناصر تداخل عنصر آخر امكان ندارد و اين در آن صورت جارى است كه حرارت غريزى را از جنس حرارت ناريه بدانند كما هو مذهب طائفة لا تحقيق لهم من عامة الأطباء . بالجمله حرارت غريزى را خواه از اجزاى سماوى دانند و خواه از جنس عنصرى چنانچه بيان مذهبين نموده شد زيادتى در آن غير ممكن است و كذلك نقصان تا آخر سن وقوف . اما آنچه در كتب اطبا واقع است كه فلان چيز حرارت غريزى را زياده مىكند مقصود از آن ظهور اثر او است كما هى به زوال مانع بروز آثار نه زيادتى ذات حرارت حقيقه رطوبات غريبه كه در معده مجتمع شود و به منع ظهور اثر حرارت تصور در هاضمه افگند . اگر گويند كه رطوبت حرارت را ضعيف ساخته صادق باشد و همچنان هرگاه به چيزى ازاله او شود و حرارت بر حالت خود راجع گردد . اگر گويند كه فلان چيز مزيد حرارت است درست باشد فافهم . و آنچه ايراد كردهاند كه اگر حرارت شاب افزون از حرارت صبى نباشد تدبير اجزايش ممكن نبود بهر آن كه اعضاى شاب بزرگتر از اعضاى صبى است و تدبير عضو صغير كه قوتش به حسب اندازهء عضو مقدار است به تدبير عضو كبير كافى نباشد ؟ جوابش آن است اعضاى صبى اگر چه خرد است ليكن چون در اين هنگام عضو در تزائد و تمديد است جهت نمو انتماى او قايم مقام كبير عضو است آن حرارت كه در صبيان به تنميه توجه دارد در شبان به حفظ اعضا كه كبر يافته است مصروف مىگردد ، اما مخالف حرارتين مذكورتين در حدت و نيت شكى ندارد ، زيرا كه در صبى چون رطوبت بيشتر است ظهور حرارت كمتر است بهر آن كه حرارت شى رطب أسكن و ألين مىباشد و حرارت شى يابس أحد و ألذع مىبود ، چنانچه مشهور است كه اگر آب را و سنگ را گرم كنند به آتش واحد ، گرمى سنگ بيشتر از گرمى آب محسوس مىگردد . و سبب افزونى رطوبت صبيان جهت آن است كه موضوع اينها يعنى ابدان ايشان قريب به مبدأ است زيرا كه منى ماده بدن است و آن گرم و